شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
مفروض و فعالیت قوهء شوقیه عبارت است از بعث و تحریک قوهء عامله و فعالیت قوهء مدرکه عبارت است از ایجاد شوق و میل و اراده . اکنون که معنی غایت را دانستیم و نوع فعالیت فاعل ها را شناختیم باید بدانیم که قوهء مدرکه که چرا و به چه منظوری ایجاد شوق میکند و قوهء شوقیه چرا و به چه منظوری قوه عامله را بعث و تحریک میکند و قوهء عامله چرا و به چه منظوری حرکت خارجی عضوی را ایجاد میکند . پاسخ این است که غایت قوای عامله همواره ما الیه الحرکه است ، از این نظر که قوای عامله انسانی در حکم طبایع جمادیه است . و اما غایت قوهء شوقیه لذت جزئی است و غایت قوهء خیال تحریک شوق است و به اعتباری میتوان گفت که غایت قوهء خیال نیز لذت جزئی است . و اما غایت قوه عاقله رسیدن به مصالح کلیه راجحه است که جوانب مختلف سعادت در آن ملاحظه شده باشد . مطلبی که هست این است که هر قوهای از قوا میخواهد به کمال مناسب خود برسد مثلا قوهء شوقیه میخواهد به امری برسد که از آن لذت بیشتر ببرد ، پس در حقیقت فعالیت میکند برای اینکه چیزی را به وجود بیاورد که به آن چیز شوق دارد . اکنون مطابق آنچه در " منظومه " آمده است مثالهائی ذکر میکنیم : فرض کنید شما از نقطهای حرکت کرده و به نقطه دیگر میروید . در اینجا ممکن است حرکت شما به یکی از دو منظور بوده باشد ، یکی اینکه هدف شما صرفا قرار گرفتن در نقطه دوم است زیرا از بودن در نقطه اول خسته شدهاید ، پس آنچه که به آن شوق دارید فقط انتقال از مکانی به مکان دیگر است ، که غالب مسافرتهائی که مردم به اصطلاح برای تغییر آب و هوا انجام