شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
که اعصاب حرکت نامیده میشوند در عضلات گذاشته شده است . این قوا که مبدأ حرکاتی در اعضاء بدن میباشند قوای عامله نامیده میشوند . این نکته نیز ناگفته نماند که قوای طبیعی که منشا حرکات عضوی میگردند بعضی از آنها تحت فرمان اراده میباشند وبعضی نمیباشند . مثلا حرکات دست و پا و انگشتان تحت فرمان اراده هستند ، اما حرکات قلب و معده و روده و امثال اینها تحت فرمان اراده نیستند و این تفاوت میان دو نوع قوه عامله جهت و علتی دارد که بعدا توضیح خواهیم داد . پس قوای عامله بر دو قسم است : ارادی و غیر ارادی . و نیز ممکن است که اصطلاح قوه عامله را اختصاص بدهیم به قسم ارادی و بگوئیم مقصود از قوای عامله قوائی است که درعضلات بدن پخش است و تحت نفوذ اراده قرار دارد ( نه قوای فعالهای که در بدن هست ولی تحت تاثیر اراده نیست مثل قوای جذب و هضم و استحاله ) مانند قوائی که در عضلات دست و پا است که آنها را به حرکت در میآورد ، یا در زبان است و آنرا به گردش در میآورد ، و یا در چشم است که آنرا به چپ و راست و پایین و بالا متمایل میکند و امثال اینها . فقط این دسته از قوا که تحت فرمان اراده میباشند به منزله مرکب وجود انسان هستند و شاید به همین جهت کلمه عامله که جمعش عوامل است به کار برده شده است ، زیرا در لغت به چهار پایان بارکش و سواری ده ، عوامل میگویند . قوای شوقیه عبارت است از مبادی میلها و تمایلات طبیعی یا اکتسابی که در وجود انسان هست ، مثل میل به خوردن و پوشیدن و استراحت کردن و میل به مقام و کامیابی جنسی و تمایلات پدری و فرزندی و تمایل به نوع دوستی و تمایل به علم و حقیقت جوئی و تمایل به پرستش ( تمایل دینی ) و هنر و صنعت و آفرینندگی و امثال اینها که هر یک از این میلها ناشی از یک مبدا و قوهای است در وجودانسان