شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
شرح : چنانکه سابقا اشاره کردیم این قسمت جواب شبههای است در مورد اصل علت غائی از راه افعالی که عبث نامیده میشود . خلاصه شبهه اینکه شما گفتید که در عالم هستی هیچ معلولی بدون غایت و هدف به وجود نمیآید ، یکی از موارد نقض این سخن وجود کارهای عبث در حوزه وجود انسان است . زیرا آدمی بسیاری از کارها را انجام میدهد که خود وی و نیز عقلای دیگر آن کار را عبث وبیهوده مینامند . ولهذا ما میبینیم که در هر زبانی واژه مخصوصی برای این معنی وضع شده است و مثلا در فارسی کلماتی از قبیل " بیهوده " و " گزاف " و در عربی کلماتی از قبیل " لغو " و " عبث " و امثال اینها به کار میرود . و اگر بخواهیم این واژهها را تعریف کنیم معنیئی جز " بی غایت بودن " ندارند ، پس این سخن که گفته میشود هیچ کاری در جهان بدون غایت و هدف نیست درست به نظر نمیرسد . تقریر جامعتر اشکال بطوری که یکجا شامل عبث واتفاق بشود چنین است : اگر اصل علت غائی صحیح باشد باید هر کاری برای نتیجهای بوده باشد و به عبارت دیگر لازم است بین هر کار و یک چیز دیگر به نام فایده و نتیجه رابطهای از نوع رابطه مقدمه و نتیجه یعنی یک رابطه غیر قابل تخلف وجود داشته باشد . بر اساس اصل علت غائی باید نه بتوان کاری فرض کرد که مقدمه امر دیگری نباشد و نه بتوان چیزی را فرض کرد که بدون آنکه مقدمه مخصوص آن به وجود آمده باشد آن چیزبه وجود آید و حال آنکه عملا میبینیم که این هر دو قسم در عالم وجود واقعیت دارد . اولی عبارت است از یک سلسله کارها در حوزه وجود انسان که به نام " عبث " نامیده میشود . هر کس میداند بسیاری از کارها که از یک فرد صادر میشود ، اگر