شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
در زمان منفک گردد ، تنها علل به اصطلاح " اعدادی " هستند که از معلولات منفک میگردند و چنانکه در محل خود ثابت شده است علل اعدادی ، علل واقعی نمیباشند . به هر حال در بیان فوق چنین فرض شده است که تسلسل امور متعاقبه زمانیه محال است و حال آنکه این گونه تسلسل محال نیست . خلاصه مطلب اینکه برهان منسوب به ارسطو و ارسطوئیین متکی به چهار اصل است : ١ - حرکت در اجسام عالم وجود دارد . ٢ - هر حرکت به قوهء محرکه ای احتیاج دارد . ٣ - هر شیء جسم یا جسمانی ، متحرک است . ٤ - تسلسل علل ممتنع است . اگر کسی در یکی از این مقدمات خدشه کند ، مثلا منکر وجود حرکت گردد ( مانند زنون الیائی و بعضی از متکلمین اسلامی و بعضی از متفلسفین جدید ) و یا اینکه حرکت را نیازمند به قوهء محرکه نداند ( مانند طرفداران قانون جبر در حرکت که مدعی هستند که خود حرکت محتاج به علت نیست ، بلکه تغییر حرکت محتاج به علت است ) و یا منکر ملازم بودن جسم و جسمانی با حرکت گردد ( مانند بو علی سینا که منکر حرکت طبایع جوهریه جسمانیه است ) و یا منکر امتناع تسلسل علل گردد ( مانند بسیاری از حکمای جدید از قبیل کانت که مساله امتناع تسلسل علل را مشکوک تلقی کرده اند ) ، برهان منسوب به ارسطو مبنی بر اثبات محرک اول مخدوش خواهد بود . این نکته ناگفته نماند که مقصود ارسطو از محرک اول عبارت است از موجودی ثابت و غیر ممکن التحرک و مجرد از جسمانیت . نکته دیگر اینکه این