شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
این محرک ضرورت دارد . اکنون نقل کلام میکنیم به این محرک ، اگر ثابت است پس غیر جسمانی است و ثبت المطلوب و اگر آن هم متحرک است پس او نیز به محرکی دیگر احتیاج دارد و بالاخره اگر منتهی نشود به محرکی ثابت ، مستلزم تسلسل علل غیر متناهیه است و تسلسل علل غیر متناهیه چنانکه در فلسفه ثابت شده است محال است . پس محال است که سلسله علل منتهی نشود به محرکی ثابت یعنی غیر جسمانی ، پس سلسله محرکات باید منتهی گردد به محرک غیر متحرک که از آن به " محرک اول " تعبیر میشود . حکمای اسلامی به یک اصل دیگر نیز معتقدند و در آن اختلافی ندارند و آن اینکه علت واقعی حرکت هر جسم همان طبیعتی است که در خود جسم است . و به عبارت دیگر فاعل بلاواسطه حرکات جسمانی ، طبایع خود اجسام است ، چه در حرکت طبعی و چه در حرکت قسری ، و اما قوای بیرون از وجود جسم متحرک ، فاعل بلاواسطه نمیباشند بلکه فاعل مع الواسطه میباشند و آن فاعل های بیرونی اگر از نوع امور جسمانی باشند اثرشان بر روی طبیعت جسم مفروض این است که به اصطلاح آن را " اعداد " میکنند ، و اگر از نوع علل غیر جسمانی باشد اثرشان بر روی طبیعت جسم این است که آنرا " ایجاد " میکنند . به هر حال هر علتی غیر از طبیعت خود جسم نمیتواند تاثیر بلاواسطه در حرکت آن جسم داشته باشد . بنابر این آنجا که در برهان اثبات محرک اول گفتیم که حرکت به محرک احتیاج دارد باید این توضیح بر آن اضافه شود که مقصود این است که حرکت احتیاج دارد به طبیعتی که در خود آن جسم باشد تا بتواند آن جسم را به حرکت در آورد و اگر آن طبیعت نیز از آن نظر که نمیتواند ثابت و یکنواخت باشد احتیاج داشته باشد به محرکی ، باید گفت که آن طبیعت احتیاج دارد به فاعل