شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
معنی " ماالیه الحرکه " صادق است به معنی " مالاجله الحرکه " نیز صادق است . اکنون در مورد اینکه چگونه ممکن است فاعلیت مجردات و مخصوصا ذات باری تعالی " برای " غایت و هدفی باشد ، پاسخ این است که : اولا : باید بدانیم که غایت گاهی به فعل و معلول نسبت داده میشود و گاهی به فاعل و علت ، یعنی گاهی گفته میشود این معلول برای چه غایتی است و گاهی گفته میشود این فاعل چه غایتی دارد . ثانیا : بحث حکماء دربارهء غایت فعل به این نحو است که چه رابطهء ذاتی میان معلولات و غایات مترتبه بر آنها هست . حکماء هرگز نظر به رابطهء شبه قرار دادی که در میان مصنوعات بشری و هدف هائی که منظور از آنها است ندارند ثانیا : غایت دارای دو معنی است : یکی " ما الیه الحرکه " و دیگری " مالاجله الحرکه " . پس از این مقدمات میگوئیم اگر فاعلی مانند انسان که موجودی بالقوه و مستکمل است ( به سوی کمال روان است ) فعلی را انجام دهد ( مثلا با دست خود آبی برای نوشیدن بر دارد ) ، در اینجا هم فعل غایت دارد و هم فاعل و در هر دو مورد هم " ماالیه الحرکه " صادق است و هم " مالاجله الحرکه " . اما غایت به معنی " مالیه الحرکه " در فعل صادق است ، زیرا هر حرکتی خود بخود جهتی و سوئی دارد که متحرک از قوه به فعل میرسد و به عبارت دیگر حرکت ، سیر از جهت بالقوه به جهت بالفعل است . و اما غایت به معنی " ماالیه الحرکه " در فاعل صادق است ، زیرا فاعل میخواهد به این وسیله نقص خود را بر طرف نموده و به سوی کمال سیرابی حرکت کند . همچنین غایت به معنی " مالاجله الحرکه " در فعل صادق است ، برای اینکه