شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
یکدیگرند و هر جزء منتفی شود کل منتفی است ، یعنی قابل اعتبار نیست . و
ممکن است این اشتباه از قیاس گرفتن این نوع ترکیب که ترکیب به اصطلاح
فلسفی است با مرکبات علمی و طبیعی که در علوم طبیعی تشخیص داده میشود
پیدا شده باشد مثل ترکب آب از اکسیژن و هیدروژن . در مرکبات طبیعی
باید ابتداء دو جزء یا بیشتر بوده باشند و در یکدیگر فعل و انفعال کنند
تا حقیقت دیگری پیدا شود ، هر یک از اجزاء را اگر حذف کنیم آن حقیقت
دیگر پیدا نمیشود .
پر واضح است که ترکب جسم از ماده و صورت ، نه از قبیل ترکب میز
است از چوب و شکل ، و نه از قبیل ترکب نماز است از تکبیر و قیام و
قرائت و غیرها ، و نه از قبیل ترکب آب است از اکسیژن و هیدروژن ،
بلکه ترکبی است منحصر به نوع خود و راه تشخیص آن هم نه احساس و مشاهده
است و نه تجزیه و ترکیب عملی . راه تشخیص آن فقط برهان عقلی است .
بنابر این از مجموع آنچه گفته شد معلوم شد که قانون چهار علت مخدوش
است و اساس درستی ندارد . ممکن است بیان بالا را خدشه ای بر قاعده
فلسفی ترکب جسم از ماده و صورت که مشائین طرفدار آن هستند قرار داد و
از اصل ، ترکب جسم را از ماده و صورت منکر شد ولی اکنون جای بحث در
این قسمت نیست . به هر حال خواه اصل ترکب جسم از ماده و صورت را ما
مخدوش بدانیم و خواه ندانیم ، قانون چهار علت ارسطوئی مخدوش است [١].
[١] خلاصه آنچه گفته شد این است که حکماء ماده و صورت را آنگونه تعریف کردهاند که قبلا نقل شد و لازمهاش این بود که هر ماده ، ماده است برای صورت لاحقه و هر صورت ، صورت است برای مادهء سابقه ، و از آنطرف گفتهاند هر ماده و صورتی >