شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
ماده و صورت نسبت به یکدیگر ماده و صورتند و نسبت به جسم علت مادی و
صوری میباشند با این تعریف سازگار نیست .
بلی از سخنان صدر المتالهین و بوعلی استفاده میشود که ماده در اصطلاح
حکما دو نوع تعریف دارد و در هر موردی معنی و مفهوم مخصوصی از آن منظور
شده است . گاهی به معنی حامل استعداد شیء تعریف شده است که منطبق است
بر ماده سابقه شیء و گاهی بر محل صورت یعنی آن چیزی که صورت در حال
حاضر لباس او و تعین او شمرده میشود اطلاق شده است [١] . این دو اصطلاح
منشا اشتباهات زیادی شده و میشود . حاجی سبزواری در عین اینکه ماده را
به عنوان حامل استعداد شیء تعریف میکند مدعی میشود که ماده و صورت در
عین اینکه نسبت به هم ماده و صورتند نسبت به مرکب علت مادی و علت
صوری هستند ، و البته این صحیح نیست . این ایراد بر همه کسانی که میان
دو تعریف ماده فرق نگذاشتهاند وارد است .
در اینجا ایراد دیگری به نظر میرسد و آن اینکه چنانکه گفتیم حکماء مشاء
حقیقت جسم را از مجموع ماده و صورت مرکب میدانند و هر یک از ماده و
صورت را علت حقیقت جسم میخوانند ، یعنی حقیقت جسم را وابسته به هر دو
جزء میدانند و لهذا آنها را علت صوری و علت مادی نام مینهند . طبق
تعریفی که در ابتدا از علت و معلول شد ، علت آن است که معلول به آن
نیازمند است ، و اگر او نباشد معلول نمیتواند موجود باشد ، پس ناچار
باید قبول کنیم هم ماده
[١] رجوع شود به جلد اول اسفار ، مبحث ماهیت ، فصل کیفیت اقتران ماده به صورت ، و جلد دوم اسفار ، فصل ترکب جسم از ماده و صورت که آیا اتحادی است یا انضمامی .