شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣
غفلت واقع شده است و یا از آن جهت که چنانکه اشاره شد بطلان نظریه ذیمقراطیس را برای بطلان این نظریه کافی شمردهاند . از طرف دیگر میدانیم که علم جدید نظریه ذیمقراطیس را تائید کرد ولی در قسمت اول نظر او نه درقسمت دوم ، یعنی علم جدید تائید کرد که اجسام محسوس همه مجموعه ای از ذرات میباشند و آن ذرات را " اتم " نامیدند زیرا در ابتدا مانند ذیمقراطیس میپنداشتند که آن ذرات غیر قابل شکست میباشند ولی بعد و معلوم شد که چنین نیست . به عبارت دیگر علم جدید طرفدار نظریه ترکب جسم از ذرات صغار غیر صلبه شد . پس آنچه حکماء قدیم در رد نظریه ذیمقراطیس اصرار میورزند و برهان اقامه میکنند قسمت دوم نظریه او است و آنچه علم جدید اثبات کرده و تائید نموده قسمت اول نظریه او است . و به عبارت دیگر آنچه حکماء ابطال کردند نظریه ترکب جسم از ذرات صغار صلبه است و آنچه علم جدید اثبات کرد نظریه ترکب جسم از ذرات صغار غیر صلبه است . اما برهان : این برهان ، برهان سادهای است و مبتنی است بر یک اصل کلی و بدیهی که با این عبارت بیان میشود : حکم الامثال فی مایجوز و فی مالا یجوز واحد یعنی اموری که در ذات خود مانند هماند واختلافی ندارند از نظر احکام و آثار نیز مانند هم خواهند بود . اکنون با توجه به این اصل میگوئیم : ذرات ذیمقراطیسی دارای ابعاد : طول و عرض و عمق میباشند . ما دو ذره را در نظر میگیریم و حساب خود را روی آن دو ذره انجام میدهیم ، هر یک از این دو ذره را در عالم ذهن خود به دو جزء کوچکتر تقسیم میکنیم مثلا ذرهء " الف " را به دو جزء " ب " و ذره " د " را به دو جزء " ه " و " و " تقسیم میکنیم و با خطوطی