شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
روی دائره ده سانتی متری قرار دارند صبر میکنند که اجزاء دائره صد سانتی متری به مقدار نه جزء حرکت کنند و هنگامی که از جزء نهم به جزء دهم عبور میکنند اینها تکانی به قدر یک جزء به خود میدهند . این ، هم خلاف محسوس است زیرا باید حرکت اجزاء دائره کوچک تر که در نه دهم زمان ساکن است و فقط در یک دهم زمان متحرک است ابدا احساس نشود و آنها ساکن دیده شوند و هم خلاف عقل سلیم است ، زیرا وقتی که نیروئی بر جسمی وارد میشود دلیل ندارد که حرکات ذرات به آن شکل و نظم که شبیه حرکات ارادی است صورت گیرد . و اما اگر فرض کنیم که در لحظهای که اجزاء دائرهء بزرگ تر به قدر یک جزء طی مسافت کردهاند اجزاء دائره کوچکتر نیز متحرک بوده و ساکن نبودهاند ، در این صورت مقدار حرکت یعنی مسافت طی شده اجزاء دائره کوچکتر یا برابر است با مقدار حرکت اجزاء دائره بزرگتر و یا کمتر است . اگر برابر است لازم میآید که دو حرکت مساوی از لحاظ سرعت دو مسافت مختلف را طی کنند یعنی لازم میآید دو جزء با سرعت واحد در یک زمان حرکت کنند و در عین حال یکی مسافت ده سانتیمتر و دیگری مسافت صد سانتیمتری را طی کند و این محال است . و اگر فرض کنیم ( مقدار ) حرکت اجزاء دائره کوچکتر کمتر است یعنی مسافت کمتری را طی کرده است ، لازم میآید تجزی آن اجزاء ، زیرا لازم میآید که مثلا در مدتی که اجزاء دائره بزرگتر هر کدام به اندازه یک جزء طی مسافت کردهاند اجزاء دائره کوچکتر هر کدام به قدر یک دهم جزء طی مسافت کرده باشد ، پس اجزاء مفروضه دارای مقدار و بعد هستند و نصف و ثلث وربع و عشر دارند و این خلاف مدعای متکلمین است . خلاصه برهان این است که بنابر ترکب جسم از اجزاء لا یتجزی لازم