شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
و حکماء معتقد بودند که جسم همانطور که محسوس است متصل واحد است . آنچه علم امروز ثابت کرده است آن است که جسم محسوس متصل واحد نیست و از این جهت بر خلاف نظر حکماء است ولی از آن جهت که ذرات را قابل انقسام میداند و هم از این جهت که طبق نظر علمای امروز علت عدم التحام ذرات ، خصوصیات نوعی آنها است نه طبیعت جسمی آنها ، نظر حکماء را تامین میکند . حکماء درباره این جهت که ذرات دارای طبایع مختلف باشند و علت عدم التحام طبیعت نوعی باشد بحث کردهاند و شیخ در الهیات مانعی نمیبیند ، در این باره مجددا بحث خواهیم کرد . علیهذا در عصر ما که نظریه ذیمقراطیس از جنبه مرکب بودن جسم از ذرات پذیرفته شده است برهان فصل و وصل ارزش خود را از دست میدهد . به این معنی که فصل و وصل های محسوس که یک مقدمه این برهان است دیگر فصل و وصل واقعی نیست . بنابر نظریه علماء امروز محل کلام از جسم محسوس باید به ذرات اتمی منتقل شود اگر ذرات اتمی فصل ووصل پذیر باشند برهان فصل و وصل حکماء در مورد آنها زنده میشود ، یعنی جائی این هست که بحث شود آیا اجرام ذرات عارض بر حقیقتی دیگر هستند که آنها را به خود میگیرد و رها میکند یا چنین نیست ؟ بعدا درباره این مطلب مفصلتر بحث خواهیم کرد . اما تفصیل برهان فصل و وصل ، این برهان چهار مقدمه دارد : الف - مفهوم اتصال و انفصال و یا وصل و فصل که در این برهان به کار میرود به چه معنی است ؟ کلمه اتصال و انفصال یک مفهوم عرفی دارد و یک مفهومی ریاضی و یک مفهوم فلسفی ، و در اینجا مفهوم خاص فلسفی منظور است . عامه مردم لغت اتصال را گاهی در مورد دو چیزی به کار میبرند که دارای