شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
در اطراف نظر متکلمین و نظر ذیمقراطیس بحث میشد و سپس مشاجره مشائین
و اشراقیون طرح میگردید ، ولی در این کتاب [١] برعکس عمل شده است .
مقصود این بیت این است که هیولی به معنی مادهای که حامل قوه و استعداد
شیء دیگر باشد ، به عبارت دیگر ، چیزی که امکان شدن چیز دیگر داشته باشد
امری است غیر قابل انکار . احدی نیست که نظام " شدن " را انکار کند .
همه میدانند که برخی چیزها استعداد تحول به شیء دیگر در آنها هست . مثلا
در نطفه انسان استعداد انسان شدن و در دانه گندم استعداد گندم شدن است .
پس نطفه ، ماده انسان است ، و دانه گندم ، ماده بوته گندم است . و نیز
همه قائلند که در جهان چیزی وجود دارد که ماده اصلی و ماده المواد است .
یعنی او چیزی است که از ماده دیگر به وجود نیامده است بلکه همه چیز
دیگر از او به وجود آمده است ، به عبارت دیگر منبع همه استعدادها او
است ولی خود او مسبوق به استعدادی و چیزی که حامل آن استعداد باشد نیست
. پس در اصل ماده اصلی اختلافی نیست ، اختلاف در چیزهای دیگر است که به
زودی توضیح خواهیم داد :
| لکنها هل وحدت او کثرت |
| و جسم اولا بینهم تشاجرت |
[١] یعنی کتاب منظومه حاجی سبزواری .