شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
به نام " سطح " و کمیت متصل سه بعدی را به نام " جسم تعلیمی " میخوانند . آنچه آنها آن را جسم تعلیمی میخوانند به منزله عرضی است که عارض جسم طبیعی شده است سخن در فرق میان جسم طبیعی و جسم تعلیمی زیاد است و از بحث ما خارج است . مقصود این است که آنچه اکنون مورد بحث است همین جوهر جسمانی است که در مقابل ما قرار دارد و فضای مقابل ما را تشکیل داده است و با نام های مختلف آب ، خاک ، هوا ، زمین ، ستاره ، خورشید و غیره خوانده میشوند ، همه این اشیاء که نام بردیم در یک جهت با یکدیگر شرکت دارند و آن اینکه جوهری هستند قابل ابعاد سه گانه . بحث در این است که این جوهر قابل ابعاد سه گانه که در همه جا میبینیم و اندازه گیری میکنیم چیست ؟ طبق تقسیم بندیئی که در کتاب منظومه آمده است مجموع عقائد و آراء در حقیقت جسم طبیعی عبارت است : ١ - جسم طبیعی مرکب است از مجموعه ای از ذرات که خود آن ذرات جسم نیستند ، یعنی طول و عرض و عمق ندارند و به همین دلیل انقسام نمیپذیرند ، نه انقسام ذهنی و ریاضی و نه انقسام خارجی و عملی . این ذرات ذی وضع هستند ، یعنی قابل اشاره حسیه میباشند ، به عبارت دیگر میتوان با اشاره جسمانی نشان داد که مثلا در مقابل من قرار گرفته یا در طرف راست من و یا در طرف چپ من ، ولی چون این طرف و آن طرف ، پشت ورو ، سطح و داخل ، طول و عرض و عمق ندارند حتی ذهن نمیتواند در عالم خود برای آنها دو جزء فرض کند تا چه رسد به عمل و خارج . متکلمین اسلامی طرفدار این نظریهاند . و این اجزاء را با این خصوصیات جزء لا یتجزی و گاهی جوهر فرد مینامند .