شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
علت نیازمندی مباحث هیولی و صورت به این بحث ، در اینجا آورده شده است ) . ٧ - صورت در این جهان از هیولی منفک نمیشود ٨ - هیولی از صورت عریان نمیگردد . ٩ - نوع احتیاج هر یک از هیولی و صورت به یکدیگر ١٠ - صور نوعیه . قبلا گفتیم که حکما یک مبحث بالخصوص را " سماع طبیعی " مینامند و آن را در مقابل مباحث فلکیات ، عنصریات ، نفس قرار میدهند ، اولا باید بدانیم به چه جهت این نام را روی این مباحث نهادهاند ؟ ثانیا چرا این قسمت را از عنصریات و هم از فلکیات مجز نمودهاند ؟ اما علت این که این مباحث " سماع طبیعی " نامیده میشوند این است که سنت بر این جاری بوده که در طبیعیات قبل از همه مباحث ، این مباحث آورده شود و به همین جهت اولین مبحثی از طبیعیات که به گوش دانشجو میخورد این مباحث است لهذا " سماع طبیعی " یعنی " اول مایسمع من الطبیعیات " نامیده شده است . همچنان که گاهی این قسمت را " السمع الکیان " نیز مینامند که عینا همین مفهوم و معنی رادارد . اما علت اینکه اینمباحث حساب جدا گانه ای پیدا کرده و در واقع فن مستقلی نسبت به همه مباحث طبیعیات شمرده شده است این است که آنچه در این قسمت بحث میشود نه از مختصات عنصریات است و نه مختصات فلکیات . و در عنصریات نه اختصاص به جماد دارد و نه به نبات و نه به حیوان و نه به انسان ، بلکه مسائلی است مربوط به مطلق اجسام . این مباحث در حقیقت " امور عامه " طبیعیات است واگر این مباحث به جای " سمای طبیعی " امور عامه طبیعی و یا " کلیات طبیعی "