شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
عبارت است از رابط خاص میان یک مرتبه از واحد واقعیت و مرتبه دیگر از آن ، و به عبارت دیگر عبارت است از رابطهای خاص میان درجهای از فعلیت واحد و درجهای دیگر از آن . از نظر قدما نقش ترکیبات مختلف مواد این است که مقدمه پیدایش و ظهور یک فعلیت نو میشوند ، آثار نو که ما آنها را آثار ترکیبات میدانیم آثار آن فعلیت نو است که مرکب را وحدت داده است ، و آن چیزی که ملاک حقیقت و نوعیت بوده و احیانا صورت نوعیه نامیده میشود و فقط با عقل قابل اکتشاف و تصدیق است ، نه با احساس و آزمایش ، و در قلمرو فلسفه قرار دارد نه در قلمرو علم . اما از نظر بعضی فلاسفه جدید هر موجود مبدا اثر ، که ما آن را به عنوان یک جماد یا گیاه و یا حیوان و یا انسان میشناسیم یک واحد واقعیت نیست ، بلکه مجموعهای از واقعیات است که در همه کم و بیش یکسان است . یعنی ذرات ماده با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند ، ارتباطی که شبیه روابط اجزاء یک ماشین و یا یک کارخانه است و به این وسیله ماهیات و انواع مختلف به وجود میآیند . از این جهت ترکیبات اشیاء شبیه مصنوعات بشری است که جز پیوند و اتصال اجزاء چیز دیگری وجود ندارد . همانطوری که که در ساختمان ماشین جز اجزاء و قطعات سیم و آهن و فولاد و غیره چیز دیگری در کار نیست در هر مرکبی نیز چنین است ، واقعیت آن مرکب را اجزایی مادی که باهم ارتباط و اتصال پیدا کرده اندتشکیل میدهد . استعدادی که هر چیز برای " شدن " دارد از نوع استعدادی است که مثلا اجزاء ماشین برای ماشین شدن دارند و یا ( مثلا ) خود ماشین برای حرکت در جاده و هواپیما برای پرواز در هوا و کشتی برای سیر در دریا و موشک برای حرکت در ماوراء جو دارد ، و استعداد هر کدام مخصوص خود او است . طرفدران نظریه مکانیسم و کسانی که گفتهاند ماده و حرکت را به ما