شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
موجود و شیء دیگری که بعدا این شیء به صورت او در میآید " استعداد " یا " امکان استعداد " ( اندک تفاوتی در این دو اصطلاح ) میخوانند . این استعداد یک رابطه واقعی است نه فرضی و اعتباری . به علاوه این رابطه یک حقیقت جداگانه و مستقل و یا محسوس نیست و در حقیقت این رابطه میان دو شیء جداگانه نیست بکله میان دو مرحله از وجود یک شیء است در اینجا ذکر سه نکته لازم است : الف - در اینکه جهان جریان " شدن " وجود دارد و هر لحظه اشیایی به صورت اشیاء دیگر در میآیند و تغییر نام و ماهیت میدهند جای شک نیست ، و هم در اینکه این جریان تابع نظام خاصی است و هر چیزی امکان " شدن " هر چیز را ندارد نیز تردید نمیتوان کرد . و البته در این دو جهت میان فلاسفه قدیم و فلاسفه جدید هم اختلاف نظری وجود ندارد . چیزی که هست این است که میان نظر قدما و بعضی از فلاسفه جدید در ماهیت اشیاء و در آنچه ملاک و مناط حقیقت و نوعیت آنها است اختلاف است ، و همین اختلاف نظر سبب میشود که در تقسیم و توجیه ماهیت " شدن ها " و تغییراتی که در عالم رخ میدهد نیز اختلاف نظر پیدا میشود . از نظر قدما که بیشتر با دید فلسفی و عقلانی به جهان مینگرند هر موجود مبداء اثر طبیعی ( نه مصنوعی ) ، یک واحد واقعیت است . این واحد واقعیت ، فعلیت واحد دارد و همه جنبههایش تابع و طفیلی آن فعلیت است ، و آن فعلیت ( که صورت نوعیه و یا طبیعت نامیده میشود ) مبدا فصل اخیر و ملاک حقیقت او بلکه تمام هویت او است . معنی استعداد و امکان استعدادی از نظر قدما که ماهیت و حقیقت اشیاء را وابسته به فعلیت خاصی میدانند و سایر جنبهها را تابع و طفیلی آن فعلیت میشمارند