شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
١ - در عالم انواع حرکات ، از قبیل حرکات اینی و کمی و کیفی وجود دارد . مثلا حرکات ستارگان و زمین ، به دور خورشید ، " اینی " است ، رشد گیاهان و حیوانات ، حرکت " کمی " است ، و تغییرهائی که در رنگ و بو و طعم و خاصیت اشیاء پیدا میشود ، حرکت " کیفی " است . خلاصه اینکه وجود حرکات را در عالم ، نتوان انکار کرد ، و فرضا نگوئیم : - سراسر عالم ، " حرکت " است ، و نیز فرضا نگوئیم : عالم ، یک " واحد حرکت " است ، نخواهیم توانست وجود حرکت را در عالم انکار کنیم . ٢ - حرکت ، نیازمند به قوهء محرکهای است که مباشر و ملازم و مقارن با حرکت باشد . همچنان که در مبحث علت و معلول از امور عامه گفته ایم " قانون جبر " که در فیزیک مطرح است ، ناقض این اصل فلسفی نیست . ٣ - در محل خود ، ثابت شده است : علت طبیعی حرکت ، باید خود متغیر و متحرک باشد . یعنی طبیعت نمیتواند مبدا تغییر واقع گردد ، مگر آنکه خود متغیر باشد ، و قانون " عله المتغیر متغیر " درباره علل طبیعی ، صد درصد صادق است . ٤ - همچنان که در محل خود ثابت است : تسلسل علل غیر متناهیه محال است ، یعنی سلسله علل ، همواره باید منتهی به علتی بشود که آن علت ، معلول نباشد . بنابر مقدمات فوق ، حرکاتی که در عالم وجود دارند ، از وجود یک سلسله نیروها که مبداء آن حرکات میباشند ، حکایت میکند ، آن نیروها به حسب فرض عقل یا نیروی طبیعی هستند و یا ماورای طبیعی . اگر نیروها ، ماوراء طبیعی باشند ، پس مادر گام اول به ماوراء طبیعت