شرح منظومه 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
تلخ ؟ یا شور یا بی مزه ؟ اما صحیح نیست گفته شود فلان جسم زیر است یا بم و فلان آواز سفید است یا سیاه یا بنفش ، و مزهء فلان خوردنی زرد است یا سیاه و فلان رنگ شور است یا شیرین ؟ اما درباره همه اینها صادق است که موجود است یا معدوم ؟ یکی است دوتا ؟ ضروری است یا ممکن ؟ حادث است یا قدیم ؟ بالقوه است یا بالفعل ؟ علت است یا معلول ؟ مقصود این است که پارهای از صفات ، از آن جهت برای اشیاء هست که آن اشیاء موجودند ، و طبعا صفاتی که برای واجب الوجود هست ، همان صفاتی است که برای " موجود " است از آن جهت که موجود است ، و موجود از آن جهت که موجود است موصوف به آن صفات و منعوت به آن نعوت است . و اما این که خود آن صفات ، چیست ؟ و فرق صفات حقیقی و صفات اضافی چیست ؟ مطلبی است که بعدا دربارهاش بحث خواهد شد . در این بیت نظیر برهانی که درباره حقیقت وجود آورده شد درباره صفات واجب الوجود آورده شده است . یعنی همان چیزی که درباره حقیقت وجود گفته شد که یا واجب است و یا ممکن ، اگر واجب است فهو المطلوب و اگر ممکن باشد ، مستلزم این است که ، " واجب " باشد ، عینا دربارهء شؤون ( صفات ) وجود نیز جاری است . زیرا آنها عین وجودند ، و تفاوت آنها با وجود ، تفاوت مفهومی است . مثلا " نور " مساوی با وجود است ، پس سراسر هستی مساوی است با " نوریت " . و ماورای این نور " ظلمت " است ، و ظلمت ، عین " ناچیزی " است . علیهذا حقیقت نور ، یا واجب است و یا ممکن ، اگر ممکن باشد ، مستلزم این است که " واجب باشد " ، عین این بیان دربارهء علم و حیات و قدرت و اراده و غیره نیز جاری است .