شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
با قطع نظر از واسطه تقییدی فقط ، معلول است و سخن ما در این است که "
معقول " با قطع نظر از جمیع اغیار معقول است .
اکنون اگر گفته شود که پس " معقول " را به " موجود " قیاس کن ،
همانطور که بر موجودی " موجودیت " با واسطه تقییدی و تعلیلی صادق است
مثل ماهیت ، و بر موجودی " موجودیت " با واسطه تعلیلی و نه تقییدی
صادق است مثل موجودیت وجود ممکن و بر موجودی موجودیت بلاواسطه مطلقا ،
صادق است پس معقولیت نیز باید چنین باشد .
در پاسخ میگوییم فرق است بین این دو ، موجودیت ممکن عین اضافهاش به
غیر است ولی معقولیت ممکن عین اضافهاش به غیر نیست . یعنی اعتبار
وجود فقری ، عین اعتبار حیثیت تعلیلیه و عین اعتبار معلولیت است ولی
اعتبار معقولیت ممکن ، عین اعتبار معلولیت ممکن نیست ، بلکه از قبیل
اعتبار جسمیت ، ممکن است . و این مطلب صحیح نیست که مثلا بگوئیم
اعتبار جسمیت جسم موقوف به اعتبار حیثیت تعلیلیه است به دلیل اینکه
اعتبار موجودیت وجود جسم موقوف به اعتبار حیثیت تعلیلیه است . و به
عبارت دیگر فرض معلولیت ممکن و فرض وجود فقری ممکن عین فرض غیر و
عین اعتبار حیثیت تعلیلیه است ، اما بالضروره میبینیم که اعتبار
معقولیت جسم و انسانیت انسان عین اعتبار " غیر " و عین اعتبار حیثیت
تعلیلیه نیست . و به عبارت دیگر اعتبار معلولیت و وجود فقری عین
اعتبار اضافه به غیر و اضافه اشراقی است . اما اعتبار معقولیت ، اعتبار
ظهور شیء لشیء است اعم از اینکه آن شیء خودش باشد یا غیر خودش [١] .
علاوه بر همه اینها اگر فرض عاقل جداگانه از معقول دخالت داشته باشد
[١] یعنی خواه ظهور شیء لنفسه باشد و خواه ظهور شیء لغیره .