شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥
این نظریه منسوب است به سید صدر شیرازی معروف به سید سند ، این نظریه نیز مبنی بر انکار مقدمه سوم است ، زیرا مدعی است در اثر انقلاب ، شیء ذهنی ، ماهیت اصلی خود را از دست میدهد . این نظریه نیز بسیار سخیف است . زیرا انقلاب در موردی امکان پذیر است که یک واحد شخصی خصوصیتی را از دست بدهد و خصوصیت دیگر را به جای آن بپذیرد . انقلاب بدون اینکه شیء منقلب شده چیزی را از دست بدهد و چیز دیگر به جای آن پیدا شود میسر نیست . زیرا در این صورت شیء اول به حالت اول باقی است و تبدیل به چیز دیگر نشده است ، همچنان شرط است که یک امر باقی در هر دو حال باشد ، زیرا اگر هیچ چیز از متبدل در متبدل شده نباشد پس آنچه آن را متبدل مینامیم معدوم شده و چیز دیگر از نو موجود شده است و هیچ رابطهای میان اولی و دومی نیست تا تبدل صورت گرفته باشد . اگر فرض کنیم ماهیتی که از مقولهای است متبدل شود به ماهیت دیگر که از مقوله دیگر است هیچگونه اصل محفوظی باقی نخواهد بود زیرا مقولات متباینات به تمام ذاتند پس انقلاب معنی ندارد .
| و قیل بالتشبیه و المسامحه |
| تسمیه بالکیف عنهم مفصحه |