شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠
و محسوس و یک مصداق غیر محسوس که تنها اهل دانش قادر به درک آن هستند . در اینگونه موارد اذهان عمومی آن حقیقت را به همان مصداق حسیاش تطبیق میکند ، زیرا مصداق دیگری غیر از مصداق حسی را درک نمیکند . اما اهل دانش که مصداق دیگر را نیز درک میکنند آن حقیقت را با همان مصداق و معنائی که متناسب است تطبیق میکنند . مثلا در لسان شرع گفته شده است که " علم نور است " و همچنین وارد شده است که " در جهان آخرت ، میزانی برای اعمال به پا داشته میشود " : اذهان عمومی که جز نور حسی و جز ترازوئی که جرم اجسام را تعیین میکند ، معنی دیگری تصور نمیکنند ناچار این حقایق دینی را بر همین معانی و مصادیق تطبیق میکنند . ولی اهل دانش میدانند که مصداق نور منحصر به نور حسی و مصداق میزان منحصر به وسیله سنجش جرم اجسام نیست . حکماء معتقدند که این مطلب که در آثار دینی وارد شده است که " عالم حادث است " نیز عینا همین طور است . آنچه که بنا بر ادعای متکلمین اجماع و اتفاق بر آن شده است تنها این مطلب است که عالم حادث است و اما اینکه حدوث عالم به چه نحو است و کدام یک از معانی حدوث مراد است ( حدوث ذاتی یا حدوث زمانی ؟ ) این مطلب دیگر بیان نشده است و بلکه گاهی قرائن نشان میدهد که آن حدوث از نوع حدوث ذاتی است . و اما دلیل حکماء بر اینکه حدوث ذاتی هم خود یک نوع حدوث است این است که اولا تقدم و تأخر منحصر به تقدم و تأخر زمانی نیست ( مقدمه اول ) و ثانیا معنی حدوث چیزی جز مسبوقیت وجود به عدم ( یا تأخر وجود از عدم ) نیست و یکی از معانی عدم هم لا اقتضائیت و لیسیت ذاتی ماهیت است که از آن به امکان ذاتی و عدم مجامع تعبیر میشود و این عدم بر وجود ماهیت تقدم دارد ( مقدمه