شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
بر ما منکشف میکند ، اینست که صورت ذهنی ما ظهور ماهیت و ذات شیء خارجی است . علت اینکه این صورت ظهور ماهیت خارجی است . اینست که واقعا همان ماهیت در مرحله ذهن وجود دیگری پیدا کرده است . یعنی آنگاه که مثلا انسان ، یا سنگ ، یا عدد ، یا خط و . . . را تصور میکنیم واقعا در ذهن ما انسان ، سنگ ، عدد ، خط و . . . وجود پیدا میکند ولی نحوه وجود انسان ذهنی یا سنگ ذهنی با نحوه وجود انسان و سنگ خارجی دو تا است . در اینکه وجود ذهنی وجود علی حده و جداگانهای است غیر از وجود خارجی شکی نیست . زیرا قطعا و مسلما وجود خارجی به ذهن ما منتقل نمیشود و اگر همچنانکه وجود خارجی مغایر وجود ذهنی است ، ذات و ماهیت شیء خارجی نیز مغایر ذات و ماهیت شیء ذهنی باشد و ذهن با خارج نه از لحاظ وجود تطابق داشته باشد و نه از لحاظ ذات و ماهیت ، پس فرقی میان علم و جهل مرکب نخواهد بود . همه علمها جهل مرکب خواهد بود و کوچکترین ارزشی برای ادراکات نخواهد بود و به عبارت دیگر به هیچ وجه علوم و ادراکات بشری کشف واقعیات نخواهد بود ، بلکه هرگز بشر توجه و التفات به خارج پیدا نمیکرد و صور علمی و ادراکی مانند سایر حالات نفسانی بود از قبیل لذت و درد و غیره . مثلا ما در ذهن خود صورتهایی داریم از فضا ، ماده ، انرژی ، حرکت ، تکامل ، زمان ، مکان ، روح ، جسم ، انسان ، حیوان و . . . و همین صورتهاست که واقعیت فضا ، ماده ، انرژی ، حرکت و . . . را به ما مینمایاند و ارائه میدهند . اکنون میگوییم اگر آنچه ما آن را فضا یا ماده و یا . . . تصور میکنیم به عبارت دیگر اگر آنچه به نام فضا و ماده و . . . در ذهن ما وجود دارد در خارج وجود نداشته باشد بلکه آنچه در خارج وجود دارد ذات دیگر باشد ، پس هیچ نوع انطباقی میان علم و معلوم نیست