شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩
نظریه متکلمین بر روی دو پایه استوار است که این دو پایه ، هر دو سست و بی اعتبار است : ١ - پایه عقلی ٢ - پایه نقلی ، متکلمین بر اساس پارهای از توهمات که نام آنرا دلیل عقلی گذاشتهاند و پارهای از توهمات دیگر که نام آنرا تمسک به مبانی دینی ( یا دلیل نقلی ) گذاشتهاند چنین پنداشتهاند که آنچه غیر از ذات خداوند است حادث زمانی است و امکان ندارد که یک ذات دیگر غیر از ذات واجب الوجود قدیم زمانی باشد ، زیرا اگر شیء حادث نباشد نیازی به علت ندارد و لذا واجب الوجود است ، پس حادث نبودن عالم یا جزئی از عالم مساوی با این است که از همه عالم یا جزئی از عالم نفی مخلوقیت بکنیم ( دلیل عقلی ) ، و به علاوه در آثار دینی وارد شده است که عالم یعنی جمیع ما سوی الله حادث است و بلکه همه ادیان در این مسأله اجماع و اتفاق دارند . ( دلیل نقلی ) . حکماء به هر دو دلیل متکلمین پاسخ میدهند و میگویند نه استدلال عقلی شما صحیح است و نه استدلال نقلی ، از هر دو نظر اشتباه کردهاید . اما استدلال عقلی شما مردود است ، زیرا پنداشتهاید که مخلوقیت و معلولیت و به عبارت دیگر نیازمندی یک شیء به علت ملازم است با حدوث زمانی آن شیء و حال آنکه ملاک نیازمندی یک شیء به علت امکان است نه حدوث ، یعنی شیء از آن جهت که ممکن است نیازمند به علت است نه از آن جهت که حادث است ( رجوع شود به مقدمه سوم ) . و اما استدلال نقلی شما مردود است ، زیرا که منظور از حدوث را که در آثار دینی وارد شده است ، حدوث زمانی دانستهاید و حال آنکه حدوث ذاتی نیز میتواند مراد و منظور باشد . اصولا در معارف و آثار دینی موارد بسیاری داریم که حقایقی بیان شده است که آن حقایق دو نوع مصداق دارند ، یک مصداق ظاهر