شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣
وحدت خارجی وجود ندارد و مجموعا یک واحد را تشکیل نمیدهند پس اساسا این ترکیب ، یک ترکیب اعتباری است نه حقیقی و حال آنکه محل کلام ترکیب حقیقی است ، و اگر بین این دو جزء وحدت خارجی برقرار است پس ترکیب اتحادی است و بنابراین ترکیب حقیقی انضمامی معنی ندارد . این اشکال را میتوان به این نحو پاسخ داد که دو چیزی که با یکدیگر رابطه وجودی دارند و مجموعا یک وجود واحد را تشکیل میدهند به دو نحو قابل فرض است : یکی اینکه احدی المتحدین ، متحصل الذات و مستغنی از دیگری باشد بطوری که تغییر و تبدیل دیگری مستلزم تغییر و تبدیل او نیست که این را میگوییم " ترکیب انضمامی " ، مانند ترکیب جوهر و عرض که یک ترکیب حقیقی انضمامی است . یکی هم اینکه هیچیک از این متحدین در وجود و یا لوازم وجود مستغنی از دیگر نباشد مانند ترکیب جسم از ماده و صورت که هر یک نیازمند به دیگری است ، زیرا محقق شده است که ماده در تحقق خود نیازمند به صورت است و صورت هم در قبول تشخصات نیازمند به ماده است . چنین ترکیبی را ترکیب حقیقی اتحادی میگویند .
مقدمه هشتم :
اتحاد بین دو موجود بالفعل از آن جهت که بالفعل هستند ممتنع است . اگر فرض کنیم " الف " بالفعل موجود است و متحصل ، و " ب " نیز بالفعل موجود است و متحصل ، محال است که بین دو موجود اتحاد حاصل شود . زیرا واحد شدن این دو شیء به این است که دو فعلیت تبدیل به یک فعلیت بشود . و اگر این دو شیء تبدیل به یک شیء گردند یا هر دو فعلیت باقی است و یا هیچیک از