شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
و امتناع ، علیت و معلولیت ، وحدت و کثرت ، حدوث و قدم ، تساوی و لا تساوی ، قوه و فعلیت که این تصورات هیچیک ، نماینده یک موجود خاص نیستند و در عین حال هر یک از این مفاهیم و یا هر دو تای از آنها بر همه موجودات قابل حمل است . یعنی این مفاهیم صور مستقیم اشیاء خاص نیست . یعنی ما نمیتوانیم در عرض انسان و حیوان ، نبات و جماد ، درد و لذت ، اراده و کراهت و . . . یک دسته دیگر از موجودات مانند وجود و عدم ، وجوب و امکان ، وحدت و کثرت قرار دهیم و نمیتوانیم به یک شیء در خارج اشاره کرده - به اشاره حسی یا عقلی - و بگوئیم : این وجود است و این عدم ، این امکان است و آن وجوب ، این علیت است و آن معلولیت ، این حدوث است و آن قدم ، این وحدت است و آن کثرت . اما از طرف دیگر هر یک از این مفاهیم را میتوان بر همه موجودات حمل کرد و مثلا گفت : این موجود است و آن معدوم ، این ممکن است و آن واجب و آن دیگری ممتنع ، این علت است و آن معلول ، این حادث است و آن قدیم ، این واحد است و آن کثیر . پس این مفاهیم صفت موجودات دیگر هستند و به اصطلاح " وجود رابط " دارند ولی خودشان موجود نیستند ( به عقیده شیخ اشراق و اتباعش ) و یا موجوداتی در عرض سایر موجودات نیستند ( بنابر تحقیق ) . بنابراین معقولات و مفاهیم کلیه که ذهن انسان درک میکند بر دو قسم است : برخی از آنها صورت مستقیم حقایق خارجی است . یعنی ذهن به یک واقعیتی از واقعیات برخورد کرده و صورتی از آن در نزد خود ساخته است و از اشیاء دیگر نیز صور دیگری در نزد خود ساخته است . سپس این صورتها به طرز مخصوص در قوه خیال ضبط میگردند و پس از آن قوه عاقله از هر چند صورتی از این صور ( که در یک جهت اشتراک دارند ) یک معنی عام در مرتبه عقل