شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨
حدوثی در او راه نداشته باشد منحصر است به ذات خداوند ، پس تنها ذات خداوند است که حدوث زمانی ندارند ، و غیر ذات خداوند یکتا هر چه هست حادث زمانی است . بنابر عقیده متکلمین مخلوقیت و معلولیت ملازم است با حدوث زمانی ، یعنی اگر چیزی مخلوق و معلول بود ناگزیر باید حادث زمانی باشد . پس اگر چیزی حادث زمانی نبود آن شیء معلول شیء دیگر نیست ، یعنی ممکن الوجود نیست و واجب الوجود است . پس اگر به تعدد قدیم قائل شویم در حقیقت به تعدد واجب الوجود قائل شدهایم . و از آن طرف اگر وحدت واجب الوجود را اثبات کنیم در حقیقت ثابت کردهایم که بیش از یک ذات قدیم زمانی وجود ندارد . و به عبارت دیگر وجوب ذاتی و قدم زمانی ملازم یکدیگرند ، یعنی اگر واجب الوجود بالذات یکی است قدیم زمانی هم یکی است و اگر قدیم زمانی بیش از یکی است پس واجب الوجود هم بیش از یکی است . اما حکماء سخن متکلمین را نپذیرفته و مدعی هستند که حدوث منحصر به حدوث زمانی نیست ، حکماء میگویند چنین نیست که مخلوقیت و معلولیت و ممکن الوجود بودن ملازم با " حدوث زمانی " ، و واجب الوجود بودن ملازم با قدم زمانی " باشد ، بلکه ممکن است موجودی مخلوق و معلول و ممکن الوجود بوده و در عین حال قدیم زمانی باشد و نیز ممکن است یک شیء قدیم زمانی بوده و در عین حال یک نوع حدوث هم داشته باشد که ما آنرا حدوث ذاتی مینامیم . و از اینجا بود که اصطلاح دیگری در مورد حدوث و قدم به وجود آمد . متکلمین از حدوث و قدم فقط یک معنی درک میکردند و آن همان حدوث و قدم زمانی بود ، اما حکماء به غیر از حدوث و قدم زمانی به نحوه دیگری از حدوث و قدم دست یافتند و آن را حدوث و قدم ذاتی اصطلاح کردند .