شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
خیالی و قوه عقلی [١] . و البته معلوم است که این قوا با همه اختلاف و
تعددی که دارند از هم جدا نیستند ، بلکه نفس همچون یک ذات واحد است
که دارای جنبهها و شاخههای متعدد است . البته منظور این نیست که نفس
به منزله تنه درخت است و این قوا به منزله شاخههای این درخت هستند
بطوری که اگر همه این شاخهها را بزنیم باز هم تنه درخت بخودی خود باقی
است و فقط شاخههایش قطع شده است ، بلکه نحوه ارتباط به گونهای است که
اگر قوای حسی و خیالی و عقلی را از نفس بگیریم دیگر چیزی باقی نمیماند .
قائلین به نظریه اتحاد عاقل و معقول ، آن را به جمیع مراتب نفس تعمیم
میدهند و لذا نظریه اتحاد " حاس و محسوس " و اتحاد " خیال و متخیل
" حاصل میشود . یعنی نفس در مرتبه حسی با محسوسات متحد است و در
مرتبه خیالی با متخیلات و در مرتبه عقلی با معقولات .
پس از ذکر این مقدمات اجمالا میتوان به محصل بحث در این مسئله پی برد
. که اکنون برای روشنتر شدن بحث طرز فکر قائلین به اتحاد عاقل و معقول و
نیز طرز فکر منکرین اتحاد عاقل و معقول را بیان میکنیم .
طرز فکر منکرین اتحاد عاقل و معقول :
منکرین اتحاد عاقل و معقول نفس را در ذات خود یک واحد جوهر میدانند و برای این جوهر قوایی قایل هستند که این قوا آلات نفس بشمار میرود و نفس[١] اینکه از قوه وهمی سخن نگفتیم از آن جهت است که وجود قوه وهمی مورد تردید است که اکنون مجال بحث در این مورد نیست . صدرالمتألهین نیز قوه وهمی را قوهای مستقل از قوه عقلی نمیداند و در روانشناسی جدید نیز از قوه وهمی نام برده نمیشود .