شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
ایرادی که میتوان بر بیان آخوند گرفت این است که ایشان همین قدر
اثبات کردها ند که معقول بالفعل معقول بماهو معقول است ، یعنی واسطه در
عروض نداشته و در عروض معقولیت برای او هیچ غیری وساطت ندارد ، [١]
و سپس نتیجه میگیرند " فهو مع قطع النظر عن جمیع الاغیار معقول " [٢].
در اینجا باید گفت که نتیجه مقدمه فوق این است که " هو مع قطع
النظر عن کل واسطه فی العروض معقول " [٣] . و این مطلب ثابت نمیشود
که " هو مع قطع النظر عن جمیع الاغیار وعن جمیع الوسائط حتی الوسائط فی
الثبوت معقول " [٤] . بنابراین کسی میتواند بگوید که هر چند در
معقولیت معقول چیزی دیگر به عنوان واسطه در عروض دخالت ندارد ولی چه
مانعی دارد که چیز دیگری به عنوان واسطه در عروض دخالت ندارد ولی چه
مانعی دارد که چیز دیگری به عنوان واسطه در ثبوت دخالت داشته باشد .
پس نمیتوان گفت که " هو معقول سواء عقلها شیء من الخارج ام لا " [٥]
، زیرا ممکن است تعقل شیء خارجی همان واسطه در ثبوت معقولیت باشد خواه
آنکه " عاقل " علت مادی و موضوعی باشد و خواه علت فاعلی و ایجادی
باشد ، همانطور که معلولیت معلول نیز بدون واسطه در عروض است ولی
نمیتوان گفت که " المعلول مع عدم جمیع الاغیار معلول " و آنگاه اتحاد
علت و معلول و همچنین اتحاد متحرک و محرک را نتیجه بگیریم . پس به هر
حال نمیتوان گفت معقول بالفعل ،
[١] از چند مقدمه مذکور میتوان گفت که نیاز چندانی به مقدمه دوم نداریم ، همین قدر که ثابت کنیم معقول بالفعل ، معقول بما هو هو است یعنی در عروض معقولیت برای معقول موجود دیگری غیر از خودش واسطه نیست برای برهان کافی است . [٢] پس معقول با قطع نظر از جمیع اغیار معقول است . [٣] معقول با قطع نظر از هر واسطه در عروض ، معقول است . [٤] معقول با قطع نظر از جمیع اغیار و جمیع وسائط و حتی وسائط در ثبوت معقول است . [٥] معقول ، معقول است ، چه شیئی خارج - از ذات معقول - او را تعقل بکند یا نه .