شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
پس اعاده معدوم یعنی اعاده عین همان شیء که فقط بین آن شیء در دو زمان " عدم " فاصله شده باشد . اگر شخصی را که اکنون در سن پنجاه سالگی قرار دارد در نظر گرفته و با بیست و پنج سال قبل از آن مقایسه کنیم میبینیم از سن بیست و پنج سالگی تا سن پنجاه سالگی یک وجود است که ادامه و استمرار داشته است و این وجودی که ادامه و استمرار یافته تا به سن پنجاه سالگی رسیده با وجودی که در سن بیست و پنج سالگی بوده ، یکی است . زیرا همان " من " که در سن بیست و پنج سالگی بوده هم اکنون نیز وجود دارد و همان " من " است که ادامه یافته تا به سن پنجاه سالگی رسیده و پس از آن نیز تا به هنگام پیری ادامه خواهد یافت . اکنون اگر فرض کنیم که انسانی واقعا نیست و نابود شود و برای مرتبه دوم عین همان شخص ، پس از مدت زمانی اعاده شود بطوری که فقط زمان ، بین آن دو فاصله شده باشد ، در اینجا اعاده معدوم انجام گرفته است . چنین به نظر میرسد که این مبحث اولین بار در بین فلاسفه اسلامی مطرح شده است و شاید برای اولین بار متکلمین به مناسبت یک اصل از اصول دین یعنی اصل معاد آنرا طرح کرده باشند . متکلمین در ضمن مباحث وجود و عدم به مناسبت عقیده به معاد این سئوال را مطرح کردهاند که آیا ممکن است یک شیء پس از آنکه معدوم شد عینا همان شیء یعنی همان شخص و همان واحد موجود گردد یا نه . برخی از متکلمین که البته تحقیقی نداشتهاند - پنداشتهاند که موضوع حشر و قیامت و مسأله معاد همان اعاده معدومات است ، به این معنی که اشیاء و یا حداقل انسانها یک بار معدوم میشوند و بار دیگر خداوند متعال آنها را باز میگرداند . و از طرف دیگر چون موضوع حشر و قیامت از ضروریات دین و مذهب است لذا معتقد شدهاند که