شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦
الف - معانی و مفاهیمی که خود آن معانی و مفاهیم مستقیما در خارج موجودند یعنی آنچه در خارج موجود است مصداق واقعی همان چیزی است که در ذهن است و آنچه در ذهن است عکس و تصویر و ارائه همان واقعیتی است که در خارج است . مثل مفهوم انسان ، گرمی ، بلندی ، کوتاهی ، و درباره اینها کلمه " موجود " صدق میکند ، مثلا میگوئیم : انسان موجود است ، گرمی موجود است بلندی موجود است ، کوتاهی موجود است . ب - معانی و مفاهیمی که خود آن معانی و مفاهیم مستقیما در خارج موجود نیستند بلکه انتزاع میشوند از یک سلسله معانی و مفاهیم دیگر که آنها در خارج موجودند و اینها به صورت صفتی و حکمی بر آنها صدق میکنند . یعنی خود صفت و حکم مرتبهای از وجود به شمار نمیرود و ما بازائی در خارج ندارد و به اصطلاح معروف منطقیین " محمول بالضمیمه " نیست بلکه " خارج محمول " است . این معانی و مفاهیم درباره اشیاء خارجی صدق میکنند ولی مفهوم " موجود " درباره اینها صدق نمیکند . مثل مفهوم امکان و مفهوم حدوث . درباره یک شیء بالخصوص میتوان گفت آن شیء ممکن است یا حادث است ولی نمیتوان گفت امکان موجود است یا حدوث موجود است . همچنان که درباره یک شیء بالخصوص میتوان گفت معدوم است اما نمیتوان گفت عدم وجود دارد . و همچنین درباره یک شخص میتوان گفت کور است اما نمیتوان گفت کوری وجود دارد . توضیح مطلب اینکه گاهی محمولی بر موضوع خاصی حمل میشود در حالی که محمول علاوه بر وجود موضوع ، مرتبهای از وجود به شمار میرود و درست مثل این است که چیزی بر موضوع علاوه شده و به آن ضمیمه گشته است مثل اینکه میگوئیم : زید عالم است ، در اینجا عالم بر زید حمل شده است ، اما