شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
متعدد میافتد و یا برعکس ، کثرت ، امر واقعی است و وحدت موهوم است ،
یعنی این ذهن بشر است که وحدتی از این کثرتها انتزاع میکند [١] .
بهر حال پس از آنکه در هر چیز دو حیثیت تشخیص داده شد : وجود و
ماهیت ، و معلوم شد که مفهوم ذهنی وجود یک مفهوم عام است ، و معلوم شد
وجود و ماهیت در ذهن مغایر یکدیگرند و در خارج متحدند ، و معلوم شد از
این دو یکی اصیل است و دیگری اعتباری ، و به عبارت دیگر واقعیت خارجی
، مصداق واقعی یکی و مصداق اعتباری دیگری است و معلوم شد که آنچه اصیل
است وجود است و ماهیت اعتباری است ، پس از همه اینها نوبت به این
مسئله میرسد که آیا حقیقت وجود واحد است یا کثیر ؟
در این زمینه سه نظریه وجود دارد :
١ - وحدت محض ، نظریه برخی عرفا .
٢ - کثرت محض ، نظریه منسوب به مشائیین .
٣ - وحدت در عین کثرت یا تشکیک در وجود ، نظریه منسوب به شیخ اشراق
و حکمای ایران باستان .
ما ، درباره نظریه عرفا که در متن منظومه طرح نشده بحثی نمیکنیم . لازمه
نظریه عرفا اینست که هیچگونه کثرتی در متن واقعیت نباشد ، از نظر فلاسفه
این
[١] در حکمت اسلامی این مسئله به صورت " وحدت و کثرت وجود " مطرح میشود . یکی از اشتباهات رایج ، اینست که معمولا اظهار نظر کنندگان در تاریخ فلسفه و آرای فلسفه هر جا که سخنی مبنی بر وحدت جهان میبینند از آن به " وحدت وجود " که یک اصطلاح خاص در فلسفه اسلامی است تعبیر میکنند و حال آنکه " وحدت وجود " در فلسفه و عرفان اسلامی مفهوم خاصی دارد و هر نوع نظریه مبنی بر وحدت اشیاء را نمیتوان وحدت وجود نامید .