شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧
مبداء این حمل ذات زید نیست ، یعنی ذات زید از آن جهت که ذات زید است استحقاق حمل " عالم " را ندارد ، بلکه آن جهت که دارای کیفیت و حالتی است که بر وجود علاوه شده و ضمیمه گشته است . اما گاهی محمولی بر موضوعی حمل میشود به حمل صحیح و راستین بدون آنکه محمول مرتبهای دیگر از وجود را اشغال کرده باشد و بدون آنکه در خارج چیزی بر وجود موضوع علاوه شده باشد و به آن ضمیمه گشته باشد ، بلکه ذات موضوع از آن جهت که ذات موضوع است استحقاق حمل آن محمول را دارد و به آن متصف است ، مثل اینکه میگوئیم زید حادث است ، خدا قدیم است ، زید معلول است ، عمرو بر زید مقدم است . حدوث ، قدم ، معلولیت ، تقدم ، و امثال اینها در عین اینکه بر موضوعاتی حمل میشوند اموری علاوه و ضمیمه بر ذات موضوعات و موصوفات خود نیستند . بلکه این ذهن ما است که با قدرت فعاله شگفت انگیز خود این معانی و مفاهیم را از حاق ذات اشیاء انتزاع میکند و بر آنها حمل مینماید و اتفاقا این مفاهیم و معانی انتزاعی ، فطریترین و صادقترین معانی و مفاهیم ذهنی میباشند . این معانی و مفاهیم که همیشه به صورت محمول و صفت بر اشیاء دیگر صدق میکنند ولی خود هرگز موضوع یک محمول ( خواه وجود یا یک محمول دیگر ) واقع نمیشوند حتی درباره معدومات نیز صدق میکنند . یعنی لزومی ندارد که حتی موصوف آنها وجود خارجی داشته باشد ، مثل اینکه میگوئیم سیمرغ ممکن الوجود است ، یا شریک الباری ممتنع الوجود است . بدیهی است که سیمرغ و شریک الباری خود معدومند و در عین حال به صفت امکان یا امتناع متصف میشوند و این خود یک دلیل قاطع است بر اعتباری بودن اینها ، یعنی بر اینکه