شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
بنابر این مدرکات ذهنی ما عبارتند از محسوسات ، متخیلات ، و همیات و
معقولات . علمای روانشناس جدید نیز با همه اختلافی که با پیشینیان در
سبک و متد تحقیق دارند این درجه بندی را پذیرفتهاند با این تفاوت که
ادراک وهمی را به آن صورت که قدما بیان کردهاند نپذیرفتهاند [١] .
به هر حال سه مرتبه ادراک حسی ، ادراک خیالی و ادراک عقلی در بین
فلاسفه و روانشناسان محل ایراد و اشکال نیست و فقط گروهی از فلاسفه اروپا
در قرون وسطی هستند که مطابق آنچه در کتب تاریخ فلسفه بیان شده است
منکر ادراکات عقلی بودهاند و آنها را اسمیون [٢] مینامند . از فلاسفه
قرون جدید نیز بعضی مانند هیوم راهی را طی کردهاند که منجر به انکار
ادراکات عقلی به صورت یک نوع ادراک مستقل ، میگردد و البته در جای
خود بطلان این نظریه آشکار گردیده است .
اکنون برای روشن شدن مطلب به ذکر مثال میپردازیم :
شک نیست که ذهن انسان در آغاز ، خالی از هر تصور و ادراک است . یک
کودک نوزاد نه از انسان تصوری دارد نه از حیوان ، نه از زمین و نه از
آسمان ، نه از جماد و نه از نبات ، نه از سیاهی و نه از سفیدی ، نه از
شیرینی و نه از تلخی و نه از هیچ چیز دیگر . همه این تصورات تدریجا برای
او پیدا میشود . اکنون ببینیم کیفیت پیدایش این تصورات چگونه است .
فرض کنید برای اولین بار مایع تلخی به کام او ریخته میشود . البته در آن
حال که این مایع تلخ را میخورد
[١] البته در میان قدماء نیز صدرالمتألهین در وجود یک نوع ادراک خاص به نام ادراک وهمی و وجود یک قوه خاص به نام قوه واهمه تردید کرده است که در این مختصر نمیتوان به ذکر نظریه صدرالمتألهین در این زمینه پرداخت . [٢] Nominalists ، نامگرایان ، اسمیون ، اصحاب اصالت تسمیه .