شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
تحلیل کرد [١] :
١ - صورت بر دو قسم است : صورت مادی که مقوم به ماده و وضع و مکان
است و صورتی که مجرد از ماده و وضع و مکان است یا به تجرید تمام ، مثل
صور معقوله و یا به تجرید ناقص ، مثل صور متخیله و محسوسه . صورت مادی
نمیتواند معقول و مدرک بالفعل واقع شود ، ولی صورت مجرد از ماده اگر
تجرید تام داشته باشد معقول بالفعل است و اگر تجرید ناقص داشته باشد
محسوس یا متخیل بالفعل است . پس مناط معلومیت و معقولیت تجرد از
ماده است . زیرا علم حضور است و صورت مادی حضور فی نفسه ندارد ، پس
معلوم فی نفسه نیست . ولی صورت مجرده خودش پیش خودش حاضر است و
خودش از خودش غایب نیست ، پس میتواند معلوم فی نفسه باشد ، یعنی
خودش عین حضور پیش خودش است و خودش از خودش مکتوم و مخفی نیست .
٢ - مقدمه دوم به این صورت تعبیر شده است که " قد صح عند جمیع
الحکماء ان الصوره المعقوله بالفعل وجودها فی نفسها عین وجودها للعاقل بلا
اختلاف . . ) . ) . این جمله را میتوان به این نحو تعبیر کرد که " معقول
" نسبتی به " عاقل " دارد و آن نسبت اینست که " وجوده فی نفسه
ولنفسه " عین " وجوده لغیره " ( ای للعاقل ) ، ولی این تعبیر خلاف
مقصود را میرساند ، خصوصا اینکه در تعبیر ایشان اینطور آمده است که "
وجوده فی لنفسه عین وجوده للعاقل " ، نه اینکه " وجوده فی لنفسه عین
وجوده للعاقل " ؟ یعنی ماهیت صورت معقوله چیزی نیست مگر وجود برای
[١] این برهان در نیم صفحه از " اسفار " چاپ قدیم بیان شده است ( رجوع شود به " اسفار " ، چاپ قدیم ، مجلد اول ، صفحه ٢٧٦ و چاپ جدید ، جلد ٣ مرحله تاسعه ، فصل ٧ ، صفحات ٣١٦ - ٣١٣ ) .