شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
طبیعی این جهان ، چه حیاتی و چه غیر حیاتی همه از این قبیل است . مثلا از ترکیب دو عنصر هیدروژن و اکسیژن با نسبت معین آب بوجود میآید . قبل از ترکیب ، هر یک از این دو عنصر دارای وجود و اثری مستقل و مخصوص به خود بوده ، ولی پس از ترکیب شخصیت دیگر بوجود میآید که دارای اثری است مستقل و مغایر با اثر هر یک از دو عنصر تشکیل دهنده . در ترکیب حقیقی ، باید تکثیر تبدیل به توحید شده و از شخصیتهای متعدد ، شخصیت واحد حاصل شود و مطابق آنچه در محل خود به تحقیق پیوسته است این امر امکان ندارد مگر اینکه این دو عنصر حالت " ماده " را به خود بگیرند و از نو " صورت " و فعلیتی بر آنها افاضه شود . اکنون در اینجا جای یک سؤال هست و آن اینکه این دو عنصر که به صورت " ماده " در میآیند و " صورت " جدیدی به آنها افاضه میشود ، آیا افاضه شدن این صورت جدید متوقف است به از بین رفتن هر یک از دو صورت خاص آن دو عنصر و یا آنکه مانعی ندارد که هر یک از این دو عنصر با حفظ همان صورت و فعلیتی که دارند به عنوان " ماده " برای " صورت " جدید قرار گیرند ؟ این خود مطلبی است مهم و یکی از موارد اختلاف نظریه ابن سینا و صدرالمتألهین است و لزومی ندارد که ما در اینجا وارد این بحث بشویم . چنانکه گفته شد ترکیب حقیقی را به دو نحو میتوان فرض کرد : " اتحادی و انضمامی " . ترکیب اتحادی تصورش آسان است ، زیرا ترکیب اتحادی عبارت است از این که دو جزء مجموعا وحدتی را تشکیل دهند . اشکال در تصور ترکیب انضمامی است . ترکیب انضمامی یعنی اینکه دو جزء ضمیمه یکدیگر واقع شوند . اینجاست که یک اشکال به نظر میرسد و آن اینکه اگر واقعا بین این دو جزء