شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
وجود در شکل فلسفی آن است تکیه اصلیش روی این برهان است . این برهان بستگی زیادی دارد به اینکه صورت مسئله خوب و روشن تصور شود . مقدمهای ذکر میکنیم : هر موضوعی که بر آن محمولی حمل میشود یا اینست که آن موضوع در ذات خود استحقاق حمل آن محمول را دارد و در این جهت نیازمند به ضمیمه شدن چیز دیگر نیست و یا چنین نیست بلکه آن موضوع آنگاه صلاحیت حمل آن محمول را دارد که یک چیز دیگر همراه او فرض شود . مثلا جسم سفید است ، در اینجا جسم موضوع است و سفید محمول . جسم در ذات خود ایجاب نمیکند که سفید باشد یعنی جسم از آن جهت که جسم است سفید نیست ، جسم از آن جهت استحقاق اتصاف به سفیدی را پیدا کرده است که " سفیدی " عارض بر آن و ضمیمه آن گشته است ، اما سفیدی به خود سفید است ، سفیدی از آن جهت سفید نیست که چیز دیگری منضم به آن گشته و با آن اعتبار شده است . هر گاه موضوعی در صلاحیت برای حمل محمولی بر آن نیازمند به وساطت امر دیگری باشد آن امر دیگر را اصطلاحا واسطه در عروض و یا حیثیت تقییدیه مینامند . نکته مهم که باید در نظر بگیریم و اشتباه نکنیم - زیرا زیاد اشتباه میشود - اینست که در مثال بالا به این جهت کاری نیست که عروض سفیدی بر جسم نیازمند به یک علت فاعلی هست یا نیست . بدون شک نیازمند به علت فاعلی است ولی نیازمندی و عدم نیازمندی به علت فاعلی تأثیری در مطلب ما ندارد . اگر فرض کنیم سفیدی خود به خود عارض جسم میشود باز نیازمندی و عدم نیازمندی به حیثیت تقییدیه سر جای خود باقی است . اکنون میگوییم اگر کاملا در مسئله اصالت وجود یا ماهیت دقت کنیم