شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
شرح : مقصود این است که وجود چه محمولی باشد و در قضایای ثنائیه و بسیطه واقع شود و چه رابط باشد و در قضیه ثلاثیه و مرکبه واقع گردد ، خواه ناخواه دارای یکی از این جهات سه گانه است . یعنی هر محمولی را به هر موضوعی نسبت دهیم ، خواه آن محمول خود وجود باشد یا چیز دیگر یکی از سه حالت را خواهد داشت : یا ثبوت محمول برای موضوع ضروری و واجب است ، و یا ممتنع . مثلا اگر بگوئیم : " الف موجود است " از یکی از سه حال خارج نیست ، یا الف موجود است بالوجوب و بالضروره یعنی باید موجود باشد و محال است که موجود نباشد ، و یا الف موجود موجود است بالامکان ، یعنی میتواند موجود باشد و میتواند موجود نباشد نه وجود داشتن برای آن ضروری است و نه وجود نداشتن ، و یا الف موجود است بالامتناع ، یعنی ممتنع الوجود است ، محال است که موجود باشد . و همچنین اگر بگوئیم : " الف ، ب است " از یکی از سه حال خارج نیست ، یا الف بالضروره ب است و محال است که ب نباشد یا میتواند ب باشد و یا نباشد و یا محال است که ب
> بیاندازیم وجود یا محمولی است و یا رابط . یعنی صورت ذهنی مفهوم وجود گاهی به صورت اسمی و استقلالی است ، که صحیح است موضوع یا محمول واقع شود و گاهی به صورت حرفی و غیر مستقل که رابط و پیوند میان دو مفهوم دیگر است . این تقسیم که تقسیم مفهوم وجود از نظر ذهنی و به نحو قضیه ذهنیه است در همینجا پایان مییابد ، یعنی دیگر وجود محمولی و تصور مستقل وجود به دو قسم نفسی و رابطی منقسم نمیشود و اما مفهوم وجود بر حسب مصادیق خارجی خود و نه وجود ذهنی آن تقسیم میشود به لنفسه و لغیره و بنفسه و بغیره . یعنی اگر نظر به واقعیت وجود بیاندازیم ، وجود یا مستقل است یا رابط ، وجود مستقل وجود واجب است و وجود رابط وجود ماسوا مطلقا . آنگاه وجود رابط به این معنی بر دو قسم است : یا بی نیاز از محل و موضوع است و یا نیازمند به آن ، اولی را میتوانیم وجود نفسی و دومی را وجود رابطی بنامیم .