شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
در اینجا لازم است که به دو اصطلاح دیگر که یکی مربوط به منطق است و دیگری مربوط به علم نحو نیز اشاره کنیم . منطقیین که موضوع بحثشان مفهومات ذهنی است ( آن هم نه همه مفهومات ، بلکه مفهوماتی که اصطلاحا معقولات ثانیه یعنی مفهومات درجه دوم نامیده میشوند ) " قضیه " را که یکی از مفهومات درجه دوم است به دو قسم تقسیم میکنند : الف - قضیه ثنائیه ب - قضیه ثلاثیه قضیه ثنائیه یعنی قضیهای که در آن حکم بشود به وجود چیزی ، و قضیه ثلاثیه یعنی قضیهای که در آن حکم بشود به وجود چیزی از برای چیزی . مثلا اگر بگوئیم " الف هست " حکم کردهایم به وجود الف . و اما اگر بگوئیم " الف ب است " حکم کردهایم به وجود ب برای الف . در نوع اول هدف اثبات هستی برای " الف " است و در نوع دوم هستی " الف " مفروض گرفته شده است و هدف اثبات " ب " برای " الف " مفروض الوجود است . و چنانکه معلوم است این دو نوع قضیه در طول یکدیگرند ، یعنی ذهن در مرحله اول باید برسد به آنجا که حکم کند به هستی خود آن چیز و در مرحله بعد باید حکم کند به هستی چیز دیگر برای آن چیز . منطقیین میگویند نوع اول در پاسخ " هل بسیطه " واقع میشود و نوع دوم در پاسخ " هل مرکبه " . توضیح اینکه منطقیین میگویند " هل " که به معنی " آیا " در فارسی است ممکن است سئوال از وجود مطلق باشد و ممکن است سئوال از وجود مقید و مرکب باشد . اگر بگوئیم : آیا " الف " هست . از وجود مطلق او سؤال کردهایم و اما اگر بگوئیم : آیا " الف " " ب " است ؟ از وجود مقید و مرکب " الف "