شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
است در این صورت معنا ندارد که مورد تأثیر علت واقع شود پس چیزی که وجودش ضروری است و عدمش محال نه ممکن است که وجودش معلول علتی باشد و نه عدمش و چیزی هم که وجودش محال است و بالنتیجه عدمش ضروری است است نه ممکن است وجودش معلول علتی واقع شود و نه عدمش . تنها چیزی میتواند در وجود یا عدم مستند به علت باشد که موجود بودن و معدوم بودنش هیچ کدام ضروری نباشد و همین طور است در مورد جعل تألیفی ، گاهی هست که چیزی صفتی را به نحو ضرورت دارد و محال است که آن صفت از وی سلب شود مثلا زوجیت از لوازم اعداد زوج مثل چهار و شش و غیره است یعنی محال است که عدد چهار یا عدد شش مثلا محقق بشود و زوجیت نباشد و همچنین فرد نبودن از لوازم ذات این دوست یعنی محال است که این دو عدد مثلا محقق بشوند با صفت فردیت پس روی این جهت زوج بودن و همچنین فرد نبودن از برای عدد چهار و شش و امثال اینها قابل جعل و علیت نیست و همچنین است مثلا خاصیت مساوی بودن سه زاویه مثلث با دو قائمه و امثال اینها . جعل تألیفی فقط در موردی ممکن است محقق شود که یک شیء نسبتش با وجود صفتی و عدم آن صفت علی السوی باشد ، در این صورت واجد شدن آن شیء آن صفت را محتاج به وجود علت خارجی است مثل حرکت کردن یک جسم معین در یک جهت معین ، که جسم در ذات خود نه اینطور است که باید این حرکت بالخصوص را انجام بدهد و نه اینطور است که باید انجام ندهد ، در این صورت اگر جسم آن حرکت بالخصوص را پیدا کرد قطعا مستند به یک علت خارجی است . و البته ممکن نیست که بگوئیم علت این صفت غیر ذاتی خود جسم است