شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
شک نیست که وجود ، دو اعتبار دارد : اعتبار " فی نفسه " و اعتبار " رابط " . ولی بنابر اصالت وجود ، وجود رابط و فی نفسه معنای دیگری پیدا میکنند که عبارت است از " وجود تعلقی و فقری " و " وجود مستقل و وجوبی " و به علاوه بنابر اصالت وجود ، همین دو اعتبار نیز در مفهوم وجود ( و نه در حقیقت وجود ) صادق است . البته کاملا واضح است که اگر مقصود از وجود رابط و نفسی در اینجا صرفا دو نوع معنا و مفهوم از وجود باشد این بحث که جعل بر دو قسم است جعل بسیط و جعل تألیفی و در هر دو مورد جعل به وجود تعلق میگیرد و در جعل مرکب به وجود رابط ، دیگر موردی نخواهد داشت . پس جای این هست که سئوال بکنیم آیا طرح مسئله جعل از طرف اصالت وجودیها به این صورت ، ( یعنی منقسم کردن جعل به دو قسم بسیط و تألیفی ) یک نوع پیروی بی اساس از منکرین اصالت وجود نیست [١] ؟ !
مقدمه ششم :
در محل خود گفته شده است که مناط احتیاج به علت امکان است و بنابر این جعل بسیطه که جعل وجود فی نفسه است فقط در جائی صورت میگیرد که شیء ممکن الوجود فی نفسه باشد مثل انسان و سایر انواع این عالم و اما اگر شیء واجب الوجود فی نفسه باشد یعنی نحوه وجودش نحوی باشد که عدم بر او محال باشد و یا اگر شیء ممتنع الوجود فی نفسه باشد مثل ثانی واجب الوجود ( شریک الباری ) و یا مثل اجتماع نقیضین که تحقق پیدا کردن و موجود شدنش محال