شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
را باز کنیم و اعتبارات قضایا را در نظر بگیریم که البته آن اعتبارات مربوط به اعتبارات طولی موضوع است یعنی گاهی مرتبه ذات و گاهی مرتبه زائد بر ذات موضوع قرار داده میشود به تفصیلی که در محل دیگر گفته خواهد شد که ما این گونه اعتبارات را اعتبارات طولی ماهیت مینامیم . مطالب گذشته را میتوان بدین نحو خلاصه کرد : ١ - فلاسفه قدیم صدق و یا حقیقی بودن معلومات و افکار را به مطابقت با واقع تعریف کردهاند . ٢ - این تعریف اشکالاتی به وجود آورده که در میان فلاسفه اسلامی به نحوی و در میان فلاسفه جدید به نحوی دیگر بیان شده است . ٣ - اشکال در میان فلاسفه اسلامی مربوط بود به قضایائی که از مفاهیم منطقی تشکیل میشود و قضایای حقیقیه که در سایر علوم استعمال میشود . ٤ - فلاسفه جدید در هر موردی از مسائل ریاضی و طبیعی و حتی تاریخ بیان بالخصوصی دارند . ٥ - مطابق بیان فلاسفه جدید حتی در بعضی قضایای خارجیه هم اشکال وجود دارد ( مثلا قضایای تاریخی ) . ٦ - فلاسفه قدیم با حفظ تعریف مزبور به حل اشکال پرداختهاند اما فلاسفه جدید از آن تعریف صرفنظر کردهاند . ٧ - فلاسفه اسلامی در مقام حل اشکال به تقسیم قضایا به خارجیه و ذهنیه پرداختهاند و مناط صدق هر یک را به طرزی خاص بیان کردهاند . ٨ - روح جواب قدمای اسلامی این است که واقعیت و خارجیت هر چیزی به حسب خودش است .