شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤
١ - بعضی از امور " خارج " ظرف وجود یا ظرف عدم آنها است . ٢ - بعضی از امور مثل " وجود " و " عدم " ( و بلکه جمیع معقولات ثانیه فلسفه به معنی اخص ) ، " خارج " ظرف خود آنها است . بنابراین آنجا که میگوئیم " زید موجود است " به این معنی است که " خارج " ظرف وجود و تحقق زید است و نیز " خارج " ظرف خود وجود است . همچنین آنجا که میگوئیم " زید معدوم است " به این معنی است که " خارج " ظرف عدم زید است و نیز " خارج " ظرف خود عدم است . آنگاه از این مطلب چنین نتیجه میگرفتند که موجود یا معدوم خارجی چیزی است که " خارج " ظرف وجود یا عدم او باشد و در نتیجه اشکال ، حل و تناقض مرتفع میگردد ، زیرا وقتی میگوئیم " زید معدوم است در خارج " هر چند " خارج " ظرف عدم زید است ولی مستلزم این نیست که عدم در خارج موجود باشد . پس این تناقض که ادعا شده بود که اگر " عدم " ، صفت شیء باشد در خارج ، لازم میآید که در خارج موجود باشد مرتفع میگردد . اما این پاسخ که مبتنی بر طرز فکر اصالت ماهوی است جواب صحیحی نیست . زیرا : اولا : لازمه این بیان این است که هر یک از وجود و عدم نه موجود است و نه معدوم و تنها ماهیت است که صلاحیت اتصاف به موجودیت و معدومیت را دارد و این باطل است . زیرا به ضرورت حکم عقل هر چیزی را که ما فرض کنیم یا در خارج موجود است یا معدوم ، نه ممکن است که هم موجود باشد و هم معدوم ، و نه ممکن است که نه موجود باشد و نه معدوم ، و همچنانکه در پاورقیهای " اصول فلسفه و روش رئالیسم " کاملا توضیح دادهایم اصل امتناع تناقض یکی از دو