شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
بودن ، مشخص است ، میگوئیم : کلی طبیعی ، از شخصیت اباء ندارد . زیرا کلی طبیعی خود همان طبیعتی است که در عالم ذهن ، کلیت بر آن عارض میشود خصوصا اینکه کلی طبیعی ، لا بشرطی است که مقسم است برای ماهیت مطلقه و مخلوطه و مجرده . و یا میگوئیم " کلی " معدوم است و لازمه این سخن ، این نیست که موجود متقوم به معدوم است . زیرا " کلی " جزء خارجی شیء موجود نیست . نکته : در پایان این گفتار نکتهای را مورد توجه قرار میدهیم و آن اینکه حاجی سبزواری ، عنوان این فصل را در " شرح منظومه " چنین قرار داده است : " فی أن المعدوم لیس بشیء " ولی در " متن منظومه " که به نظم سروده است چنین بیان کرده است : " ما لیس موجودا یکون لیسا " و هر دو نظریه معتزله را در این فصل نقل و رد نموده است . با اندک تدبری واضح میشود که تعبیر دوم که در نظم بکار برده است از تعبیر اول رساتر است . زیرا تعبیر دوم دلالت بر رد هر دو نظریه دارد بر خلاف تعبیر اول که فقط بر بطلان نظریه اول معتزله دلالت دارد .