شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
ما از قضیه " زید ممکن الوجود است " ، وجود خارجی زید است . اکنون آیا اول زید وجود پیدا میکند و بعد صفت " امکان " برای او پیدا میشود ؟ اگر چنین باشد که زید قبل از اتصاف به " امکان " وجود داشته باشد و " امکان " در مرتبه بعد برای او پیدا شده باشد آیا زید قبل از متصف شدن به صفت " امکان " واجب بود یا ممکن ؟ طبق این فرض - که میگوئیم صفت " امکان " در مرتبه بعد برای زید پیدا شده است ، باید زید واجب الوجود باشد . زیرا امکان ندارد که صفت امکان عارض شیئی بشود که وجود دارد . زیرا " امکان " ذاتا بر " وجود " تقدم دارد و شیء در درجه اول ممکن میشود و سپس موجود میگردد . پس بر خلاف " زید قائم " - که وجود زید بر قیام مقدم است - در مثال " زید ممکن الوجود است " ، تقدم وجود زید بر امکان قابل تصور نیست . بنابراین " امکان " در خارج نمیتواند عارض بر زید بشود . اما اتصاف زید به امکان در خارج است . اکنون این چه معمائی است که از یک طرف میبینیم آنکه متصف به صفت امکان میگردد زید است آن هم در خارج ، اما از طرف دیگر صفت " امکان " نمیتواند در خارج ملحق به زید شود . چگونه چیزی که در خارج وجود ندارد صفت اشیاء در خارج قرار میگیرد ؟ پاسخ آن است که اگر صفتی در خارج ، وجودی علیحده و جدا از موصوف خود نداشته باشد بلکه در خارج موجود باشد به عین وجود موصوف خود ، در این صورت میتوان گفت که آن موصوف در خارج متصف به آن صفت میگردد اما معروض آن واقع نمیشود . علت این امر هم یا از جهت اعتباری بودن آن صفت است و یا از باب این است که صفت و موصوف در خارج مفهوما کثرت دارند ولی ذاتا یکی هستند ، لذا صفت وجودی مستقل و جدا از موصوف خود ندارد ، بلکه با به