شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
بر حسب این تعبیر ، آنجا که محمولی عارض موضوعی میشود و موضوع ، متصف به آن محمول میگردد دو نسبت متصور است : یکی عروض محمول بر موضوع و یکی اتصاف موضوع به محمول . در اینجا چهار حالت قابل تصور است . ١ - عروض عارض بر معروض خودش و اتصاف آن معروض به عارض هر دو در خارج است ، مانند اینکه میگوئیم " زید آمد " ، در اینجا متصف شدن زید به " آمدن " در خارج است ، یعنی زید در ظرف خارج و به وجود خارجی خود متصف است به صفت " آمدن " ، و " آمدن " هم در خارج عارض زید شده است ، زیرا " آمدن " عرضی است که حال در موضوع خودش است و این حلول و عروض در خارج واقع شده است . همچنین در موردی که میگوئیم ، " زید قائم " ، دو چیز وجود دارد : قیام و زید . حال آیا قیام عارض زید شده است یا بالعکس ؟ آیا قیام ملحق به زید شده است یا بالعکس ؟ یعنی ، آیا " زید " اصل است و " قیام " برای زید پیدا شده است یا " قیام " اصل است و زید برای قیام پیدا شده است ؟ واضح است که قیام برای زید پیدا شده است . پس " قیام " عارض ، و " زید " معروض و این عمل ، عروض یا لحوق نامیده میشود . اکنون باید دید که ظرف عروض چیست ؟ آیا این عروض در ذهن صورت میگیرد یا در خارج ؟ واضح است که ظرف عروض ، خارج است . اما ظرف اتصاف چیست ؟ آیا اتصاف زید به قیام در خارج است یا در ذهن ؟ مسلم است که ظرف اتصاف ، خارج است ، یعنی وجود خارجی زید متصف است به قیام . ٢ - عروض عارض بر معروض خودش و اتصاف آن معروض به عارض هر دو در ذهن است ، مانند این که میگوئیم : " انسان ، کلی است " . آیا کلیت ، دارای