شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
در ذهن ما موجود است عین همان صورت جزئی است که در خیال موجود بوده ،
و آنچه در خیال موجود است عین همان چیزی است که در حاسه موجود بوده و
آنچه در حاسه موجود است عین همان چیزی است که در خارج موجود بوده است
.
این نوع معقولات همانها هستند که ما میتوانیم با یک اشاره حسی یا غیر
حسی ( عقلی ) آنها را از سایر امور متمایز کنیم ، و مثلا بگوئیم " انسان
" یا " سیاهی " یا " سفیدی " که مقصود ، این دسته بالخصوص از
موجودات مثلا انسانها است در مقابل سایر موجودات . چنین معقولاتی را
معقولات اولیه مینامیم . پس هر گاه در ذهن خود یک صورت مستقیم از یک
عده از موجودات داشته باشیم - به ترتیبی که گفته شد - آن صورت کلی را
معقول اولی مینامیم .
تمام ماهیاتی که در ذهن ما وجود دارد همه از این دستهاند . ماهیت -
یعنی آن چیزی که صلاحیت دارد در جواب " ماهو " واقع شود - معقول اولی
است . هر معنائی که بشود با اشاره حسی یا عقلی به شیء یا اشیائی ، آن را
بر آن شیء یا اشیاء حمل کرده و آنها را با آن معنا تبیین کرد و مثلا گفت
که " این شیء الف است " و " این شیء ب است " و " این ، فلان است
و آن فلان " ، معقول اولی نام دارد . معقولات اولیه مناط تمایز و افتراق
و تذوتهای مختلف اشیاء و مبین تعینهای جدا جدای آنها است .
اما برخی دیگر از معقولات و مفاهیم ذهنی ما اینطور نیستند و این احکام
[١] مطابق آنچه در باب " وجود ذهنی " تحقیق شده است .