شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
بنابراین هر آنچه ما ادراک میکنیم یا محسوس است یا متخیل یا معقول و
به عبارت دیگر ادراک ما بر سه نوع است : ادراک حسی ، ادراک خیالی و
ادراک عقلی . ادراک حسی ، ادراکی است که مستقیما به وسیله یکی از
حواس ظاهری ( باصره ، سامعه ، شامه و ذائقه ) و یا حواس باطنی صورت
میگیرد . صورتی که در اثر این احساس در ذهن پیدا میشود " صورت محسوسه
" نام دارد . در اینجا آن چیزی که بدون واسطه مورد ادراک قرار میگیرد
همان تصویری است که از شیء محسوس در ذهن نقش میبندد و الا واقعیت آن
تصویر ، در خارج است نه در ذهن . حال اگر ارتباط و مواجهه مستقیم آن شیء
محسوس با حواس ما قطع شود به کمک همان صورت محسوسهای که در ذهن ما
دارد خاطرهاش در ذهن باقی میماند و در خیال یا حافظه نگهداری میشود و آن
را در این مرتبه " صورت خیالی " و ادراک آن را " ادراک خیالی "
مینامند .
اکنون اگر چندین صورت خیالی از چندین شیء محسوس که در جهاتی با
یکدیگر اشتراک دارند در نظر بگیریم ذهن ما قادر است که وجه اشتراک همه
این افراد را گرفته و یک مفهوم کلی بسازد که همه آن افراد را شامل گردد
. این مفهوم کلی را که بر افراد بسیار و حتی غیر متناهی صدق میکند "
معقول " مینامند [١] .
ادراک حسی و ادراک خیالی هر دو ادراک جزئی هستند و از این لحاظ با
[١] از آنچه گذشت ضمنا معلوم شد که برای نفس سه قوه است : قوه حاسه ، قوه خیال ، قوه عاقله ، و ما از راه همین آثار مختلف میتوانیم به وجود این قوا پی ببریم . در این که راه اثبات این قوا چیست ، آیا همین آثار مختلف است یا چیز دیگر ، بحثهائی است که حکماء در مباحث نفس متعرض آن شدهاند .