شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣
ادراک حسی است که عبارت است از همان تأثیر خاصی که در حال خوردن چیزهای تلخ پیدا میشود . مرحله دوم ، مرحله تخیل یا ادراک خیالی است که عبارت است از آن صورت ذهنی خاصی که از آن احساس مخصوص در حافظه باقی میماند و در شرایط معینی انسان آن را به یاد میآورد . مرحله سوم ، مرحله تعقل یا ادراک عقلی است که عبارت است از آن مفهوم کلی از تلخی که نظر به احساس خاص و معینی ندارد . به همین ترتیب است تصور ما از انسان . یک کودک نوزاد ، ابتدا که با مادرش آشنا میشود فقط تصور بسیار مبهمی از مادر و پستان مادر دارد ، بعد با افراد دیگر آشنا میشود ، با پدر خود آشنا میشود ، با خویشاوندان خود آشنا میشود و باز هم تصور مبهمی از این افراد پیدا میکند . در نتیجه تکرار این احساسها ، صورت پدر و مادر و دیگر افراد را به ذهن خود میسپارد و در اثر تعدد و تکرر این احساسها و صورتگیریها کم کم ذهنش مستعد میشود که مفهوم مطلقی بسازد که در مقام تعبیر با لفظ انسان تعبیر میشود . پس ادراک " انسان " نیز مانند ادراک " تلخی " سه مرحله : ادراک حسی ، ادراک خیالی و ادراک عقلی . به همین ترتیب است سایر محسوسات : یک کودک نوزاد وقتی اسبها را میبیند ، میگوید " اسب " ، وقتی میوهها را میبیند میگوید " میوه " . یعنی به تدریج اشیاء در نظر او دسته بندی شده و تحت یک نام معین قرار گرفتهاند که آن نام معین ، نام کلی اینها است نه نام یک فرد به خصوصی . الفاظ " انسان " ، " حیوان " ، " گوسفند " ، " اسب " . . . هیچیک اسم یک شیء معین و فرد بخصوص نیست ، بلکه اسم یک معنی و مفهوم کلی است که شامل تمام افراد آن کلی میگردد . این معانی کلی عقلی " معقول " نام دارد و فرق آنها با محسوسات و مخیلات ، در " کلیت " است .