شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
میتوان برای مدرک یک مرتبه دیگر وراء مرتبه مدرک قائل شد ، و اساسا
میتوان به دو نوع اتحاد عاقل و معقول ( یا اتحاد مدرک و مدرک ) قائل شد
: یکی به نحو وحدت در کثرت که عبارت است از اتحاد مدرک با مدرک در
مرتبه وجود خاص مدرک ، و دیگر به نحو کثرت در وحدت که عبارت است از
وجود مدرکات در مرتبه وجود خاص مدرک ، در مرتبهای که ادراک بنحو
انشاء و ابداع تحقق یابد [١] .
٢ - در اتحاد عاقل و معقول در صورتی که عاقل غیر ذات خود را تعقل کند
اشکالی وجود دارد که همان اشکال معروف شیخ است .
پاسخ این اشکال این است که یک حقیقت واحد بسیط میتواند مجمع عناوین
متعدده بوده و ماهیات مختلفه بر او صادق باشد .
٣ - اشکالی هم بر برهان آخوند وارد است و آن اینکه فرضا ما برهان
ایشان را در باب اتحاد عاقل و معقول بپذیریم منتهای مطلب این است که
ثابت میشود که معقول ( اعم از آنکه نسبت به نفس ، " عرض " باشد یا
" صورت " در ذات خود عاقل ، و در مرتبه خود عاقل است و معقول ، و
محال است که خودش شعور به خودش نبوده و مشعور به بالذات غیر بوده
باشد . اما این مقدار کافی نیست ، زیرا اتحاد عاقل و معقول را فقط به
این معنی ثابت میکند که صورت معقوله در مرتبه ذات خود ، عاقل و معقولی
بر او صادق است ولی این مطلب را ثابت نمیکند که صورت معقوله با جوهر
نفس متحد است و معنای او بر جوهر نفس صدق ذاتی
[١] اگر عالم از قوه به فعلیت برسد مثل عقل بالقوه که تبدیل به عقل بالفعل میشود یا احساس بالقوه که تبدیل به احساس بالفعل میشود مرتبه فعلیت عالمیت عین مرتبه فعلیت معلومیت است . و در اینجا دو مرتبه به نحو وحدت در کثرت و یا کثرت در وحدت نمیشود فرض کرد .