شرح منظومه 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
وجود بواسطه وجود بدون اشکال است . چیزی که معرکه آراء و میدان نبرد عقاید و نظریات شده است موضوع اتحاد ماده با صورت است ، زیرا از یک طرف ماده امری است موجود و متحصل و یکی از جواهر خمسه بشمار میرود و از طرف دیگر فعلیت ماده با سایر فعلیتها متفاوت است ، زیرا همانطور که در محل خود ثابت شده است فعلیت ماده جز فعلیت قوه ( یعنی فعلیت اینکه این چیز میتواند چیز دیگر بشود ) چیز دیگری نیست . لهذا برخی از حکما که به جنبه اول توجه نموده و به تحصل و فعلیت ماده نظر کردهاند اتحاد ماده و صورت را منکر شدهاند و مدعی هستند که ترکیب ماده و صورت نمیتواند یک ترکیب اتحادی باشد بلکه یک ترکیب انضمامی است . برخی دیگر از حکما که جنبه دوم را در نظر گرفته و بین فعلیت ماده و سایر فعلیتها تفاوت قائل شدهاند مدعی هستند که اتحاد ماده و صورت مانعی ندارد و آنچه محال است اتحاد دو صورت است ، و بلکه از این هم بالاتر رفته ، اتحاد صور طولی را ممکن دانسته و به آن قائل شدهاند ، و در حقیقت میتوان گفت که اتحاد ماده ثانیه با صورت را نیز ممکن دانستهاند .
مقدمه نهم :
در حوزه وجود انسان بدون شک ادراکات مختلفی صورت میگیرد که حکما و فلاسفه آنها را به چهار درجه تقسیم کردهاند که این چهار درجه عبارتند از : ادراک حسی ، ادراک خیالی ، ادراک وهمی و ادراک عقلی . علمای روانشناسی نیز با همه اختلافی که از لحاظ سبک و روش تحقیق با پیشینیان دارند کم و بیش این درجه بندی را پذیرفته و این ادراکات مختلف را دلیل بر جنبههای گوناگون حیات درونی انسان و یا بعبارت دیگر دلیل بر قوای مختلفی که در نفس انسان است دانستهاند . پس میتوان گفت که نفس دارای قوای مختلف است : قوه حسی ، قوه